دل متروکه...

دلم دیگر متروکه است!!!

 تلخی خاطرات در ازدهام غبار ها تار عنکبوت بسته اند...

و احساس لای دفتر زمان

پوسیده است...

و فرو می ریزد

 این دیوار های پوسته پوسته ...

فضای کلبه دیگر جانی ندارد...

و محو می شود

در غبار زمان!!!

/ 21 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

سلام امروز اومدم ی سر بزنم قتی دیدم برام نظر گذاشتی خیلی خ.شحال شدم عزیزم ولی بازم نمیتونم زیاد بمونم شرمنده

آدم برفی

درود به شما ترانه عزیز شما اولین کسی هستین که وقتی وبلاگم استارت خورد برام نظر گذاشتین، امیدوارم من رو به یاد داشته باشین.... امروز داشتم لیست دوستانی رو که من رو مورد محبت خودشون قرار داده بودن رو نگاه میکردم که اسم وبلاگتون رو دیدم ، با کلی تلاش پیداتون کردم..... امیدوارم من رو به عنوان مهمون جدید وبلاگتون بپذیرید و بتونیم از حضور هم کمال استفاده رو ببریم خوشحال میشم به خونه ی یخیم تشریف بیارید..... فیض خداوند با شما باشه[گل]

شهاب

شما هم که رفتین عزاداری و دیگه فکر نکنم حالا حالا ها برگردی چرا بهم سر نمیزنی

حسین

سلام چرا اینقدر دیر دیر وبتون رو آپ می کنید ! با اجازتون می خواستم شما رو لینک کنم ! اگه اشکال نداره!

آدم برفی

درود به ستاره بی نشان عزیز با حضورتون من رو بی نهایت خوشحال کردین، برام خیلی مهم بودین، چون با سهل انگاریم آدرس وبتون رو گم کرده بودم...پوزش از تاخیرم[خجالت] اگه تمایل دارید مشتاقم لینکتون کنم تا دیگه فراموش نکنم..اگه موافقید به چه اسمی باشه؟ خوشحال میشم جز یکی از دوستان ثابتون باشم... منتظر اجازتون هستم.... در پناه خداوند شاد باشید[گل]...............

آیدا

سلام به دوست عزیزم وبلاگ قشنگی داری.[لبخند]

شهروز

سلامی دیگر و من از درون پیله های به هم آغشته خود بیرون خواهم آمد و خورشید را سلامی دوباره خواهم کرد گاهی پوست انداختن نشانه جریان زندگیست ممنون از همراهی و توجه شما

دایی جواد

به چشمان پریرویان این شهر، یه صد امید می بستم نگاهی ، مگر یک تن ازین نا آشنایان ، مرا بخشد به شهر عشق راهی سلام دایی جان...خدمت رسیدم برای احوال پرسی و عرض ادب... خوب هستین انشالله ؟ در پناه خدا باشید. [گل][گل][لبخند][لبخند][گل][گل]

اقاقی

به امید دلهایی لبریز از ایمان و عشق